تبليغاتX
انعکاس
وبلاگ سیاسی- اجتماعی

شکایت

بیایید همه از همدیگر شکایت کنیم . مگر چه عیب و ایرادی دارد ؟
باور کنید شکایت از یکدیگر دارای مواهب و برکات فراوانی است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:29  توسط علی سلامی  | 

به مناسبت روز جهاني كوروش بزرگ

دوران خردسالي كوروش را هاله اي از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هايي كه گاه چندان سر به ناسازگاري برآورده اند كه تحقيق در راستي و ناراستي جزئيات آنها ناممكن مي نمايد. ليكن خوشبختانه در كليات ، ناهمگوني روايات بدين مقدار نيست. تقريباً تمامي اين افسانه ها تصوير مشابهي از آغاز زندگي كوروش ارائه مي دهند ، تصويري كه استياگ ( آژي دهاك ) ، پادشاه قوم ماد و نياي مادري او را در مقام نخستين دشمنش قرار داده است.
استياگ - سلطان مغرور، قدرت پرست و صد البته ستمكار ماد - آنچنان دل در قدرت و ثروت خويش بسته است كه به هيچ وجه حاضر نيست حتي فكر از دست دادنشان را از سر بگذراند. از اين روي هيچ چيز استياگ را به اندازه ي دخترش ماندانا نمي هراساند. اين انديشه كه روزي ممكن است ماندانا صاحب فرزندي شود كه آهنگ تاج و تخت او كند ، استياگ را برآن مي دارد كه دخترش را به همسري كمبوجيه ي پارسي – كه از جانب او بر انزان حكم مي راند - درآورد. مردم ماد همواره پارسيان را به ديده ي تحقير نگريسته اند و چنين نگرشي استياگ را مطمئن مي ساخت كه فرزند ماندانا ، به واسطه ي پارسي بودنش ، هرگز به چنان مقام و موقعيتي نخواهد رسيد كه در انديشه ي تسخير سلطنت برآيد و تهديدي متوجه تاج و تختش كند. ولي اين اطمينان چندان دوام نمي آورد. درست در همان روزي كه فرزند ماندانا ديده مي گشايد ، استياگ را وحشت يك كابوس متلاطم مي سازد. او در خواب ، ماندانا را مي بيند كه به جاي فرزند بوته ي تاكي زاييده است كه شاخ و برگهايش سرتاسر خاك آسيا را مي پوشاند. معبرين درباري در تعبير اين خواب مي گويند كودكي كه ماندانا زاييده است امپراتوري ماد را نابود خواهد كرد ، بر سراسر آسيا مسلط گشته و قوم ماد را به بندگي خواهد كشاند.


وحشت استياگ دوچندان مي شود. بچه را از ماندانا مي ستاند و به يكي از نزديكان خود به نام هارپاگ مي دهد. بنا به آنچه هرودوت نقل كرده است ، استياگ به هارپاگ دستور مي دهد كه بچه را به خانه ي خود ببرد و سر به نيست كند. كوروش كودك را براي كشتن زينت مي كنند و تحويل هارپاگ مي دهند اما از آنجا كه هارپاگ نمي دانست چگونه از پس اين مأموريت ناخواسته برآيد ، چوپاني به نام ميتراداتس ( مهرداد ) را فراخوانده ، با هزار تهديد و ترعيب ، اين وظيفه ي شوم را به او محول مي كند. هارپاگ به او مي گويد شاه دستور داده اين بچه را به بياباني كه حيوانات درنده زياد داشته باشد ببري و درآنجا رها كني ؛ در غير اين صورت خودت به فجيع ترين وضع كشته خواهي شد. چوپان بي نوا ، ناچار بچه را برمي دارد و روانه ي خانه اش مي شود در حالي كه مي داند هيچ راهي براي نجات اين كودك ندارد و جاسوسان هارپاگ روز و شب مراقبش خواهند بود تا زماني كه بچه را بكشد. اما از طالع مسعود كوروش و از آنجا كه خداوند اراده ي خود را بالا تر از همه ي اراده هاي ديگر قرار داده ، زن ميتراداتس در غياب او پسري مي زايد كه مرده به دنيا مي آيد و هنگامي كه ميتراداتس به خانه مي رسد و ماجرا را براي زنش باز مي گويد ، زن و شوهر كه هر دو دل به مهر اين كودك زيبا بسته بودند ، تصميم مي گيرند كوروش را به جاي فرزند خود بزرگ كنند. ميتراداتس لباسهاي كوروش را به تن كودك مرده ي خود مي كند و او را ، بدانسان كه هارپاگ دستور داده بود ، در بيابان رها مي كند.

كوروش كبير تا ده سالگي در دامن مادرخوانده ي خود پرورش مي يابد. هرودوت دوران كودكي او را اينچنين وصف مي كند : « او كودكي بود زبر و زرنگ و باهوش ،‌ و هر وقت سؤالي از او مي كردند با فراست و حضور ذهن كامل فوراً جواب مي داد. در او نيز همچون همه ي كودكاني كه به سرعت رشد مي كنند و با اين وصف احساس مي شود كه كم سن هستند حالتي از بچگي درك مي شد كه با وجود هوش و ذكاوت غير عادي او از كمي سن و سالش حكايت مي كرد. بر اين مبنا در طرز صحبت كوروش نه تنها نشاني از خودبيني و كبر و غرور ديده نمي شد بلكه كلامش حاكي از نوعي سادگي و بي آلايشي و مهر و محبت بود. بدين جهت همه بيشتر دوست داشتند او را در صحبت و در گفتگو ببينند تا در سكوت و خاموشي . از وقتي كه با گذشت زمان كم كم قد كشيد و به سن بلوغ نزديك شد در صحبت بيشتر رعايت اختصار مي كرد ،‌ و به لحني آرامتر و موقرتر حرف مي زد. كم كم چندان محجوب و مؤدب شد كه وقتي خويشتن را در حضور اشخاص بزرگسالتر از خود مي يافت سرخ مي شد و آن جوش و خروشي كه بچه ها را وا مي دارد تا به پر و پاي همه بپيچند و بگزند در او آن حدت و شدت خود را از دست مي داد. از آنجا اخلاقاً آرامتر شده بود نسبت به دوستانش بيشتر مهرباني از خود نشان مي داد. در واقع به هنگام تمرين هاي ورزشي ، از قبيل سواركاري و تيراندازي و غيره ، كه جوانان هم سن و سال اغلب با هم رقابت مي كنند ، او براي آنكه رقيبان خود را ناراحت و عصبي نكند آن مسابقه هايي را انتخاب نمي كرد كه مي دانست در آنها از ايشان قوي تر است و حتماً برنده خواهد شد ، بلكه آن تمرين هايي را انتخاب مي نمود كه در آنها خود را ضعيف تر از رقيبانش مي دانست ، و ادعا مي كرد كه از ايشان پيش خواهد افتاد و از قضا در پرش با اسب از روي مانع و نبرد با تير و كمان و نيزه اندازي از روي زين ، با اينكه هنوز بيش از اندازه ورزيده نبود ، اول مي شد. وقتي هم مغلوب مي شد نخستين كسي بود كه به خود مي خنديد. از آنجا كه شكست هايش در مسابقات وي را از تمرين و تلاش در آن بازيها دلزده و نوميد نمي كرد ، و برعكس با سماجت تمام مي كوشيد تا در دفعه ي بعد در آن بهتر كامياب شود ؛ در اندك مدت به درجه اي رسيد كه در سواركاري با رقيبان خويش برابر شد و بازهم چندان شور و حرارت به خرج مي داد تا سرانجام از ايشان هم جلو زد. وقتي او در اين زمينه ها تعليم و تربيت كافي يافت به طبقه ي جوانان هيژده تا بيست ساله درآمد ، و در ميان ايشان با تلاش و كوشش در همه ي تمرين هاي اجباري ، با ثبات و پايداري ، با احترام و گذشت به سالخوردگان و با فرمانبردايش از استان انگشت نما گرديد. »


زندگي كوروش جوان بدين حال ادامه يافت تا آنكه يك روز اتفاقي روي داد كه مقدر بود زندگي او را دگرگون سازد ؛ : « يك روز كه كوروش در ده با ياران خود بازي مي كرد و از طرف همه ي ايشان در بازي به عنوان پادشاه انتخاب شده بود پيشآمدي روي داد كه هيچكس پي آمدهاي آنرا پيش بيني نمي كرد. كوروش بر طبق اصول و مقررات بازي چند نفري را به عنوان نگهبانان شخصي و پيام رسانان خويش تعيين كرده بود. هر يك به وظايف خويش آشنا بود و همه مي بايست از فرمانها و دستورهاي فرمانرواي خود در بازي اطاعت كنند. يكي از بچه ها كه در اين بازي شركت داشت و پسر يكي از نجيب زادگان ماد به نام آرتمبارس بود ، چون با جسارت تمام از فرمانبري از كوروش خودداري كرد توقيف شد و بر طبق اصول و مقررات واقعي جاري در دربار پادشاه اكباتان شلاقش زدند. وقتي پس از اين تنبيه ، كه جزو مقررات بازي بود ، ولش كردند پسرك بسيار خشمگين و ناراحت بود ، چون با او كه فرزند يكي از نجباي قوم بود همان رفتار زننده و توهين آميزي را كرده بودند كه معمولاً با يك پسر روستايي حقير مي كنند. رفت و شكايت به پدرش برد. آرتمبارس كه احساس خجلت و اهانت فوق العاده اي نسبت به خود كرد از پادشاه بارخواست ، ماجرا را به استحضار او رسانيد و از اهانت و بي حرمتي شديد و آشكاري كه نسبت به طبقه ي نجبا شده بود شكوه نمود. پادشاه كوروش و پدرخوانده ي او را به حضور طلبيد و عتاب و خطابش به آنان بسيار تند و خشن بود. به كوروش گفت: « اين تويي ، پسر روستايي حقيري چون اين مردك ، كه به خود جرئت داده و پسر يكي از نجباي طراز اول مرا تنبيه كرده اي؟ » كوروش جواب داد: « هان اي پادشاه ! من اگر چنين رفتاري با او كرده ام عملم درست و منطبق بر عدل و انصاف بوده است. بچه هاي ده مرا به عنوان شاه خود در بازي انتخاب كرده بودند ، چون به نظرشان بيش از همه ي بچه هاي ديگر شايستگي اين عنوان را داشتم. باري ، در آن حال كه همگان فرمان هاي مرا اجرا مي كردند اين يك به حرفهاي من گوش نمي داد. »

استياگ دانست كه اين يك چوپان زاده ي معمولي نيست كه اينچنين حاضر جوابي مي كند ! در خطوط چهره ي او خيره شد ، به نظرش شبيه به خطوط چهره ي خودش مي آمد. بي درنگ شاكي و پسرش را مرخص كرد و آنگاه ميتراداتس را خطاب قرار داده بي مقدمه گفت : « اين بچه را از كجا آورده اي؟ ». چوپان بيچاره سخت جا خورد ، من من كنان سعي كرد قصه اي سر هم كند و به شاه بگويد ولي وقتي كه استياگ تهديدش كرده كه اگر راست نگويد همانجا پوستش را زنده زنده خواهد كند ، تمام ماجرا را آنسان كه مي دانست برايش بازگفت.


استياگ بيش از آنكه از هارپاگ خشمگين شده باشد از كوروش ترسيده بود. بار ديگر مغان دربار و معبران خواب را براي رايزني فراخواند. آنان پس از مدتي گفتگو و كنكاش اينچنين نظر دادند : « از آنجا اين جوان با وجود حكم اعدامي كه تو برايش صادر كرده بودي هنوز زنده است معلوم مي شود كه خدايان حامي و پشتيبان وي هستند و اگر تو بر وي خشم گيري خود را با آنان روي در رو كرده اي ، با اين حال موجبات نگراني نيز از بين رفته اند ، چون او در ميان همسالان خود شاه شده پس خواب تو تعبير گشته است و او ديگر شاه نخواهد شد به اين معني كه دختر تو فرزندي زاييده كه شاه شده. بنابرين ديگر لازم نيست كه از او بترسي ، پس او را به پارس بفرست. »

تعبير زيركانه ي مغان در استياگ اثر كرد و كوروش به سوي پدر و مادر واقعي خود در پارسومش فرستاده شد تا دوره ي تازه اي از زندگي خويش را آغاز نمايد. دوره اي كه مقدر بود دوره ي عظمت و اقتدار او و قوم پارس باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:21  توسط علی سلامی  | 

آفرین به اوباما


باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا در اقدامی قابل تحسین پس از دریافت جایزه صلح نوبل ، این جایزه را تقدیم " ندای " مظلومیت ملت ایران کرد . ندایی که روز روشن در 30 خرداد 1388 به دست عوامل متجاوز دولت کودتا تیر باران شد و قلب کوچکش آماج گلوله دژخیمان و شب پرستان شد .این اقدام اوباما برای جنبش سبز ملت ایران یک پیروزی بزرگ است.  اما نبايداز يادببرد كه هم اكنون صدها و هزاران ندا در زندان هاي رژيم جور و جهل هستند كه نيازمند حمايت هستند.اوباما در كناراين اقدام قابل تحسين خود بايد به ديپلمات هاي خود در  مذاكره با ایران گوشزد كند كه دولت ايالات متحده پيگيرحقوق ازدست رفته خانواده  قربانيان جنايات كودتايي ايران است وخواستار ازادي هرچه سريعتر اسراي دربندجنبش سبزو پايان دادن به نقض سيستماتيك حقوق بشر در ايران است اوباما باید بداند که این دولت کودتایی و سرکوب گر نه تنها نماینده ملت ایران نیست ، بلکه اولین و بزرگ ترین دشمن ملت ایران است و بلاهایی بر سر این ملت نجیب و سر فراز آورده که هیچ دشمن خارجی و قوم مهاجمی در گذشته تاریخ ایران زمین بر آن روا نداشته است . از این رو دولت اوباما باید بداند که رژیمی که به مردم خود رحم نمی کند ، نمی تواند شریک مناسبی برای گفتگو باشد . با این حال جنبش سبز مخالفتی با گفتگوی دولت اوباما با حاكمان سركوب گر ايران نداردچرا كه بهترين راه اثبات ددمنشي و سبوعيت اين حكومت اين است كه دولت امريكا اين ويژگي ها را پاي ميز مذاكره بيند.حاكمان سركوبگر كه به هيچ چيز جز تداوم حكومت مافيايي خود در ايران نمي انديشند در هر ميز مذاكره اي تنها عليه ملت خود توطئه خواهند كرد و در پي دريافتچراغ قرمز از آمریکا و غرب برای سرکوب هر چه بیشتر این جنبش خواند بود ، اما زهی خیال باطل که این جنبش به یقین فرهیخته ترین جنبش اجتماعی و اعتراضی ایرانیان فرهیخته در طول تاریخ ایران زمین است و تا رسیدن به اهداف سبز و بلند خود سر باز ایستادن و توقف ندارد .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 14:4  توسط علی سلامی  | 

بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد

راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:21  توسط علی سلامی  | 

بازگشایی حوزه و دانشگاه و نگرانی دیگر برای حکومت

مردم ایران که به  تقلب در انتخابات و تحولات پس از ان معترض هستند در مراسم روز قدس نشان دادند که با تهدید و ارعاب نیز از دست از اعتراض خود بر نمی دارند و از هر فرصتی برای اعتراض  به وضع موجود استفاده می کنند روز قدس نیز گذشت .اما حکومت با دو واقعه مهم دیگر روبرو است بازگشایی دانشگاهها و حوزه های علمیه.دانشگاهها در ایران همواره کانون اعتراضات تند وتیز به حکومت ها بودند و این سنتی حد اقل ۵۰ساله در ایران به شمار می رود که از سال ۱۳۳۲به بعد لفظ  جنبش دانشجویی بر آن نهاد شده است.برخی مسوولان نظامی و امنیتی این نگرانی خود را پنهان نکرده و به طور علنی و با برگزاری جلسات هماهنگی با بسجیج دانشجویی خود را آماده رویارویی با اعتراضات دانشجویی کرده اند.حتی گفته می شود که هجمات اخیر به علوم انسانی در دادگاه چهره های اصلاح طلب و نیز سخنرانی های رهبری ایران مقدمه ای برای فشار بر جنبش دانشجویی و دانشگاه ها و تفکرات منتقد در دانشگاه ها است وگماردن کامران دانشجو که رییس سابق ستادانتخابات اخیر بوده که تقلبات آشکاری نیز در آن صورت گرفت به سمت وزارت علوم حکایت از آمادگی همه جانبه برای مقابله با اعتراضات دانشجویی است و از طرف دیگر باپایان یافتن ماه رمضان درس های حوزه نیز در حالی شروع می شود که بسیاری از مرا جع از اوضاع کشور ناراضی هستند و نگرانی مهمتر این است که مراجع و علمای مشهورمعمولادر ابتدای شروع درس سالانه خودنطق هایی می کنند که مسایل مورد نظر خود واز جمله مسایل جاری در کشور را در آن می گنجانندو حکومت نگران است که این نطق ها امسال حوزه را به سمت انتقادبیشتراز حکومت سوق دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 4:22  توسط علی سلامی  | 

این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی

مرجع بزرگ تقلید شیعیان، حضرت آیت‌الله منتظری در پاسخ به نامه ۲۹۳ تن از نخبگان ضمن انتقاد شدید از وضع موجود کشور نوشت: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی. متن کامل این نامه که در سایت شخصی ایشان منتشر شده را در زیر می‌خوانید:

حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم
پس از سلام و تحيت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ 1/6/88 آن عزيزان ، ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت بزرگوار و عزيز ايران ، معروض میدارم كه اينجانب بارها تذكرات و پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و دل بر حقايق بسته اند كه نه مِبينند و نه مِشنوند، ولى از آنجا كه هنوز مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و... را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.

دين اسلام ، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مى فرمايد: ( لا اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست ; و بايد پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است .

اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

4 شهريور ماه 1388
منبع: سایت دفتر آیت الله العظمی منتظری

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:6  توسط علی سلامی  | 

حکم اعدام بهنود شجاعی با وجود متوقف شدن آن فردا اجر خواهد شد

وکیل بهنود شجاعی، نوجوانی که در ۱۷ سالگی در جريان يک نزاع خيابانی در تهران مرتکب قتل شده بود، پس از گذراندن حدود چهار سال در زندان و با وجود این‌که خبرها حاکی از متوقف شدن اجرای حکم اعدام برای او بود، فردا اعدام خواهد شد.

محمد مصطفایی در وبلاگ خود، در این‌باره چنین می‌نویسد: " دیروز برای پیگیری پرونده بهنود شجاعی به دفتر اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران رفتم. وقتی سراغ پرونده بهنود شجاعی را گرفتم آقای جابری دادیار اجرای احکام گفت که برای اجرای حکم بهنود شجاعی وقتی تعیین نشده و حکم ایشان متوقف شده است. امروز صبح شنیدم که بهنود شجاعی را به قرنطینه زندان برده اند  مجددا به اجرای احکام رفتم و در مورد پرونده بهنود سئوال کردم که ایشان خبر اجرای حکم بهنود را تایید کردند. گفتند که قرار است فردا حکم قصاص بهنود اجرا شود.

"این در حالی‌است که سن وی در هنگام ارتکاب جرم زیر 18 سال بوده و اولیای دم در حضور آقایان عرت الله انتظامی، پرویز پرستویی، پوراحمد، سیدمحمد مجابی ، دکتر گلزاری و چند نفر دیگر صراحتا از قصاص نفس بهنود گذشت کرده و وی را عفو کرده‌اند.وی در ادامه‌ اضافه‌ می‌کند: " پس از این‌که  موضوع گذشت را به اجرای احکام اعلام کردم، پرونده به شعبه صادر کننده رای رفت و قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان با این استدلال که رضایت شفاهی، درحضور عده ای از گواهان تعرفه شده، منجز نیست، پرونده اتهامی موکل را برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال کرد.

"هم‌چنین در استفتائی که از آیت‌الله مکارم شیرازی در این مورد صورت گرفته آمده است: "هرگاه شهود معتبر شهادت دهند که آنها عفو کرده اند بازگشت آنها اثری ندارد."صدور و اجرای حکم اعدام برای مجرمان زير ۱۸ سال که خلاف کنوانسيون حقوق کودک برآورد می شود، همواره مورد اعتراض نهادهای حقوق بشری قرار داشته است.ايران با آن‌که از امضاکنندگان اين ميثاق جهانی است، اکنون جزو کشورهای انگشت شماری است که نوجوانان در آن در معرض خطر اعدام قرار دارند. جمهوری اسلامی، سن تکليف قانونی را بر اساس شرع اسلام، ۱۵ سال قمری برای پسران، و ۹ سال قمری برای دختران می داند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 0:40  توسط علی سلامی  | 

 این محاکمه ها ننگ قضای اسلامی است

در روزهای اخیر، در برخی وبلاگ های متعلق به کسانی که با مراجعه قم و نجف در ارتباط اند اشاراتی به موضع گیری یکی از مراجع بزرگ تقلید نجف شده است. این موضع علیه دادگاه هائی است که بر مبنای اعتراف گیری و بعد از مقابله خونین با مردمی معترض به کودتای انتخاباتی در جمهوری اسلامی برپا شده است. با آنکه نام این مرجع بزرگ برده نمی شود، اما از روز آشکارتر است که این مرجع، فرد دیگری جز آیت الله سیستانی نیست که درحال حاضر نسبت به همه مراجع قم و نجف اعلمیت دارد. بنابراین و با آنکه رسما اعلام نمی شود، آیت الله سیستانی نیز علیه کودتای انتخاباتی و محاکمات کودتائی موضع نفی و طرد گرفته است. این جمله را از او نقل می کنند که پس از دیدن صحنه هائی از محاکمات اخیر از تلویزیون گفته است: این محاکمه ها ننگ قضای اسلامی است.

در دوسه سال اخیر نیز شاهد مضحک ترین اعتراف گیری ها در پرونده کسانی چون جهانبگلو، هاله اسفندیاری، رکسانا صابری و ... بودیم که تنها ثمره آن لکه دار کردن حیثیت نظام در افکار عمومی دنیا بود. ظاهراً عطش رسانه هایی چون صدا وسیما، روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس تمامی ندارد و باید هنوز هم شاهد این پروژه های غیر انسانی، غیر قانونی و غیر عقلانی باشیم.

با توجه به این سابقه تاریخی، می توان به راحتی حدس زد که اعتراف گیری های مضحک و شرم آور اخیر که در قالب یک دادگاه نمایشی و ناشیانه صورت گرفت، تنها و تنها یک ترفند نخ نما شده برای تداوم اشتباهات زیانبار گروهی است که به هیچ کس و هیچ جا پاسخگو نیست. حتی رییس قوه قضائیه و دادستان کل کشور هم ظاهراً نمی دانند قضیه چیست؟! ظاهراً این ماجرا در کنار کشتار فجیع  برخی معترضین، تیر خلاص باند روسیاه سعید مرتضوی و دوستانش به حیثیت نظامی است که حاصل خون صدها هزار شهید است! اگرچه آقای هاشمی شاهرودی و دیگر مدیران ارشد قضایی نمی توانند خود را مسؤول عملکرد این باند متخلف ندانند. متأسفانه آقای شاهرودی با وجود سعی زیادی که در آباد کردن ویرانه قوه قضائیه در ده سال گذشته داشت، در دو ماه اخیر عملکرد منفعلانه و پرسش برانگیزی از خود نشان داد و به بدنام شدن نظام افزود.

لا به لای حرف های ابطحی و عطریانفر و دیگران، شواهد زیادی مبنی بر عدم چرخش فکری آنها وجود دارد و قرائن نیز حاکی از تحت فشار بودن آنهاست. همانگونه که لا به لای حرف های دکتر شریعتی در اسناد ساواک نیز شواهد متعددی دیده می شود که زیرکی دکتر و ناشی گری و حماقت بازجوها را می رساند.

کسی مخالف کارهای اطلاعاتی و امنیتی نیست. این امور از بدیهیات کشورداری است. اما نباید کار به دست چند جوان ناشی بی سواد یا چند بازجوی عقده ای و بیمار بیافتد تا هم حقوق انسان ها تضییع شود و هم حیثیت و امنیت کشور مخدوش گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 4:16  توسط علی سلامی  | 

 ابطحی قهرمان ملی ما

کامنوف و زینویوف  دو تن از رهبران اصلی انقلاب روسیه هنگامی که در دادگاه های فرمایشی استالین حاضر شدند ، ضمن خائن خواندن خود  خواستار اعدام خویش شددند و اعلام کردند که به حزب و کشور و استالین خیانت کرده اند و کمترین مجازاتی که برای آنها باید در نظر گرفته شود مرگ است.

سال ها بعد هنگامی که استالین مرد و پرده ها کنار زده شد معلوم شد که در بیدادگاه های استالین فجایعی بوقوع پیوسته که چنین اعترافاتی  میوه آنها بوده است . جهان هنگامی فهمید که چه بر سر کامنوف و زینویوف گذشته است که ماموران ارشد سرویس های اطلاعاتی استالین یکی یکی اعتراف کردند و از انواع شکنجه های روحی و جسمی بر رهبران ارشد حزب سخن گفتند . حتی معلوم شد که دادستان هایی نیز که رهبران حزب را محاکمه می کردند بعدها و در موج های بعدی تسویه ، به جوخه های مرگ سپرده شده اند و این گونه بود که  میلیون ها تن یک به یک به جوخه های مرگ سپرده شدندو یا به اردوگاه های کار اجباری فرستاده شددند و انقلاب روسیه به دیکتاتوری استالین تبدیل شد.حالا در نظام جمهوري اسلامي شاهد پرده ديگري از اين گونه پروژه هاي نخ نما شده "حذف مخالفان "هستيم كه ماهيت ان با موارد مشابه تاريخي در گذشته خودمان يا ديگر كشورهاي جهان ندارد و فقط اسمها و حواشي فرق مي كند .روح كلي يكي است و زبان قدرت واحد .

هر جا قدرت مطلقه غير پاسخگو و فرعوني باشد چنين است و جز اين نيست .ديكتاتورها حتي حاضر نيستند در سرزمين تحت سلطه انها حتي يك نفر با انها اختلاف داشته باشد و هم و غمشان حذف رقيب بالفعل و بالقوه است .

اما در نهايت با نگاهي به تمامي موارد تاريخي چنين پرو‍‍ژه هاي حذفي كه به ظاهر قانوني و پرونده سازي دادگاه و ... انجام مي شود يك نتيجه كلي دارد و ان هم رسوايي تاريخي و بد نامي قدرت مطلقه و تبديل حذف شدگان به قهرمان ملي .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 19:52  توسط علی سلامی  | 

«الله اکبر» بگویید، پانصدهزار تومان جریمه میشوید

 تعدادی از شهروندان که با سردادن بانگ الله اکبر شبانه بر بام منازل یا اماکن دیگر اعتراض خود را نسبت به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نشان می دادند پس از بازداشت به پرداخت ۵۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شدند.

این بازداشت شدگان که اکثراً توسط نیروهای بسیج محلات دستگیر شده اند پس از بازداشت به اقدام علیه امنیت ملی متهم شدند و بصورت فله ای در شعبه دوم امنیت بازجویی و تفهیم اتهام شده و احکام از پیش تعیین شده ۵۰۰ هزارتومان جریمه به آنان ابلاغ شده است.

منابع مطلع عنوان می دارند روند دستگیری شهروندان معترض با اتهام فوق کماکان در جریان است و این بازداشت شدگان با پرداخت جریمه مذکور امکان آزادی را می یابند

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 2:10  توسط علی سلامی  | 

ندا سمبل آزادیخواهی و اعتراض

  

 ندا آقا سلطان 27 ساله دانشجوی فلسفه که در جریانات اعتراضات مردمی روز شنبه به ضرب گلوله نیروهای شبه نظامی بسیج به شهادت رسید.انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان دادن وی بازتاب گسترده ای در جهان داشته است.
وی در روز 30 خرداد به همراه استاد و چند تن از همکلاسیهایش در تظاهرات شرکت داشته است.
وی برای دقایقی در حالی که با موبایل صحبت میکرده از جمعیت عقب می افتد که در این هنگام یکی از افراد لباس شخصی که سوار بر موتور بوده قلب وی را با اسلحه کلت نشانه گرفته و وی را به شهادت میرساند.
روز بعد پیکر ندا به شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در اختیار خانواده اش قرار میگیرد.خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی صورت میگیرد.
مراسم یادبود ندا قرار بود اول تیر ماه در مسجد نیلوفر واقع در خیابان آپادانا صورت گیرد که با تماسی از طرف مسئولین مسجد لغو میشود. همچنین به تمامی مساجد تهران دستور داده شده تا اجازه برگزاری مراسم برای ندا آقا سلطان را ندهند.وقتی بی گناهی و پاکی وخواست رای خود به گناه تبدیل شود.حتما متقلبان و دروغ گویان و نامردان مسوول جان ومال مردم خواهند شد.آخر به چه گناهی توانستید این جوانان را که چندین سال است با شهریه های سنگین ،گرانی،بیکاری،فقرو با مشکلات ازدواج رو به رو هستند و دم بر نمیاورند به خاک و خون بکشید.مگر چه خواستیم جز رای خود.مگر چه کردیم جز سکوت. مگر چه خواستیم جز انتخاباتی دوباره.آیا آزادی برای ما که چشم باز کردیم جنگ شروع شد.به کلاس اول رفتیم موشک باران بود.کلاس اول و دوم را قبولمان کردند.بعد از جنگ تحریم های امریکای نامرد بر علیه ما شروع شد.و شروع اضافه کاری پدرها تا بتوانند خرج خانواده چند نفری خود را بدهند.و مصیبت های دیگری که در این چند ساله شاهدآن بودیم.و......مگر ما جز رای خود به آقای موسوی چه خواستیم که القاب خس و خاشاک،ارازل و اوباش دزد،منافق،مزدور بیگانه،و....را به می دهند.این آقایانی که این تقلب ها را کردند بدانند اینقدر که ما خس و خاشاک ها به این نظام و رهبری علاقه مندیم شما نیستید .و این قدر که قشر هم سن و سال من در این چند سال ضربه خورد هیچکس نخورده است .به ما فرصت زندگی کردن بدهیدچون در شرایط کنونی فقط ما زنده هستیم و نفس می کشیم.

 ندا روحت شاد و یادت گرامی باد ای سمبل آزادگی ایرانیان

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط علی سلامی  | 

خواست مردم رفراندوم آزاد

خواستیم سکوت کنیم سخنی نگوییم نشد ، ، گناه هم انجام ندادن کار نیک است . آری سکوت گناه است ! در زمانی که دختران و پسران و زنان و مردان ما بجای نوازش و محبت ، باتوم و خشونت نصیشان می شود ، زمانی که انسان ها به جرم گفتن حقایق در زندان ها هستند ، زمانی که خون هم میهنانمان خاک میهن را سرخ می کند ، تا زمانی که دروغ ریا با ظلم خود را به مردم تحمیل می کند سکوت جایز نیست ، سکوت گناه است .سکوت در برابر کسانی که مستقیم و بدون ترس از بر ملا شدن تقلب و دروغ هایشان به زور اسلحه حکومت می کنند گناهی نا بخشودنی است..آیا نمي ترسيد از مردمي كه شهيد دادند و باز توي خيابان ها فرياد مي زنند ؟ مردمي كه كتك مي خورند ، مي روند و بر مي گردند ؟مردم ما توهین به شعور خود را بر نمی تابند و باید به رای و نظر آنها تمکین کنید. آيا شما شجاعت کناره گيری بدون کشتار مردم بی گناه را در وجود شريف تان سراغ داريد؟ بگذاريد مردم در يک "رفراندم آزاد" حکومت مورد نظر خودشان را خودشان تعيين کنند و تسليم خواست ملت شويد. قطار نظام شما  از ريل خارج شده و شما داريد روزهای پايانی سقوط خود را نظاره می کنيد  اين مردم ديگر شما را نمی خواهند. اين حقيقت را بپذيريد و دست از کشتار مردم بی دفاع بر دارید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 4:14  توسط علی سلامی  | 

تقلب در آرای مردم را نمی پذیریم

تا به حال جنبش اصلاحات ایران بدون سر بود اما اکنون با هدف و با داشتن رهبری  چون موسوی همه در انتظار احقاق حقوق خود  هستند و امیدوار به گرفتن این حق .مردم انتظار دارند که موسوی ایستادگی کند و حق خود و مردم ایران را استیفا کند .امروز موسوی فقط برای دفاع از حق خود مبارزه نمی کند بلکه تک تک افرادی که به او رای داده اند خواهان د فاع موسوی از رایشان هستند .ما کماکان اصرار داریم بنا بر رای میلیونها ایرانی باید محمود احمدی نژاد رییس جمهوری پیشین ایران به رای واضح و صریح و شفاف مردم تمکین کرده و قدرت را به مهندس موسوی رییس جمهور منتخب مردم و رییس دولت دهم تحویل دهد .انتخابات 22 خرداد توهین مستقیم به شعور و سو استفاده نا جوانمردانه به رای ملت است .مردم در انتخابات ریاست جمهور ی دوره نهم روش تحریم را پیشه کردند و نتیجه آن چیزی جز انزوای بین المللی ،بیکاری فقر اعتیاد و... نبود.اما این بار گزینه مشارکت را برگزیدنند به اصلاح وضع به وجود آمده .اما نتیجه معکوسی که از آن استخراج شد همه را مبهوت کرد .حکومت با استفاده از حضور مردم در پای صندوق های رای توانست نظام خود را تثبیت کند هم کاندیدای خود را بر مسند ریاست بنشاند . رای 25 میلیونی به احمدی نژاد را میتوان بزرگترین دروغ انتخاباتی به مردم دانست .به قول گوبلز وزیر تبلیغات ادلف هیتلر دروغ باید چنان عظیم باشد که همه باور کنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:3  توسط علی سلامی  | 

نا کار آمدی،مشکل اصلی دولت ها

  دولت نهم نه تنها برای بیکاری و اشتغال برنامه مشخصی نداشت ،بلکه 300 میلیارد دلار پول نفت را به شکلی عامیانه خرج کرد که نتیجه آن افزایش نقدینگی و گرانی یکباره مسکن بود .میزان گرانی مسکن در دولت نهم در هیچ دوره ای از تاریخ ایران سابقه نداشته است .این دولت حد اقل در بخش مسکن نا کارامد بود اگر چه ناکارامدی مشکل اکثر کابینه های ما بوده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 10:26  توسط علی سلامی  | 

کمک به دیگران ستم به خود

آیا گلوله ای که مرزبان ایرانی را کشت ،از محل 500 میلیون دلار کمک ایران به افغانستان تامین شده بود ؟

در حالی که برخی نمایندگان مجلس از قول وتعهد متکی وزیر امور خارجه برای کمک 300 میلیون دلاری به پاکستان انتقاد کرده اند و می گویند پاکستان مامن تروریستهای ضد ایرانی شده ،در گیری مرزبانان ایرانی و افغانی در منطقه سیستان و بلوچستان و کشته شدن یک مرزبان ایرانی نیز فضا را برای انتقادات جدید از سیاست دولت در قبال دولت های افغانستان و پاکستان آماده تر کرده است .

تعهد مالی 300 میلیون دلاری ایران به پاکستان در اجلاس توکیو و با هدف مبارزه با افراط گرایی صورت گرفت .اما مواضع دولت و ارتش پاکستان در قبال شبه نظامیان طالبان طی روزهای گذشته این شبهه را بوجود آورده که دولت و ارتش پاکستان در سرکوب این گروه تروریستی جدی عمل نمی کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:32  توسط علی سلامی  | 

کدام خون رنگین تر است؟

  طی چند روز گذشته شاهد چندین حمله انتحاری در عراق بودیم که طی دو حمله از این حملات بیش از 70 تن از زایران ایرانی کشته شدند .مقایسه رفتاردو گانه  دولتمردان ایرانی با این قضیه وجنگ 22 روزه غزه تامل برانگیز است .

بحث دفاع از زنان و کودکان غزه بحثی جدا از حمایت از گروههایی است که با سپر بلا قرار دادن مردم بی دفاع در پی مظلوم نمایی هستند .به نظر میرسد با موردی مشابه در ایران مواجه شده ایم .در پی حملات به کاروان زایران شیعه و ایرانیان انگشتهای اتهام به سمت آمریکا نشانه رفت .و با زیر سوال بردن توافقنامه امنیتی آمریکا و عراق ،تنها حرفی که زده نمیشود شهادت زایرانی است که شاید فراموش کردیم ایرانی بودند شیعه امام علی(ع) وتنها برای زیارت عتبات عالیات به عراق سفر کرده بودند، هیچ هدفی جز زیارت نداشتند و بی گناه و مظلوم به شهادت رسیدندانگار شهادت بی گناهان در سرزمین عراق به امری عادی برای ما ایرانیان تبدیل شده است.

اما دو ماه پیش در حین وقایع غزه در و دیوار خیابانها پر بود از اسلایدهای کشته شدگان غزه وصدا و سیما شده بود شبکه غزه و ما سوگواران مردم غزه و طی 22روز شاهد پخش مستقیم وقایع غزه بودیم و بعد از دو ماه هنوز شاهد بحث و بررسی در مورد فلسطین و غزه هستیم.

اما طی شبهای گذشته با توجه به شهادت رسیدن هموطنانمان در عتبات عالیات شاهد پخش برنامه های طنزی  مثل آقارشید وهارولوید و برگزاری مراسم عروسی در سریال اشکها و لبخندها بودیم. کانالهای صدا وسیما اختصاص پیدا کرده  به بررسی اجلاس دادستانها که در تهران ودر جهت حمایت از مردم عرب غزه برگزار شدو مصاحبه و گزارش در مورد جنایات ضد بشری در غزه. . به قول عبدالله نوری آیا ما از عرفات هم فلسطینی تریم .آیا ایرانیان بی گناهی که در عراق به شهادت رسیدند شایسته عزت واحترام بیشتری نسبت به مردم غزه و فلسطین نبودند.

جالب اینکه همین عربها اگر بحث جزایر سه گانه ایرانی پیش بیاید علیه ایران متحد میشوند .همین عربها در اجلاسهای مختلف از خلیج فارس به عنوان خلیج عربی یاد میکنند .

آیا مسوولان ما در این قضیه مقصر نیستند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:19  توسط علی سلامی  | 

منافع ملی یا مصلحت شخصی

رابطه ایران و آمریکا مدتی است که وارد مرحله خاصی شده است .بعد از روی کار آمدن باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا به نظر میرسد مسوولین دو کشور به برقراری روابط دو جانبه تمایل بیشتری پیدا کرده اند .اما هر کدام منتظر برداشتن گام از سوی طرف مقابل هستند و مطرح کردن خواسته هایی چون تعلیق غنی سازی اورانیوم یا عذر خواهی از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکا در سال 1358 از سوی آمریکا یا مطرح کردن تغییر نگرش و لحن آمریکا نسبت به ایران از سوی ایران تنها بهانه هایی است که از سوی دو طرف مطرح میشود .اگر از دید منافع ملی به این مساله نگاه کنیم از سر گیری این رابطه به نفع هر دو کشور است .آمریکا از نفوذ ایران در منطقه برای رفع تشنجات موجود در منطقه استفاده میکند و ایران نیز با برقرای این رابطه قدم در راه لغو تحریمها میگذارد .فارغ از این مسایل روزهایی را به یاد آوریم که آقای خاتمی بحث گفت و گوی تمدن ها را مطرح کردند واین امر را به سود ملت و منافع ملی کشور می دانستند و باز به یاد آوریم ارتباط کشور خود با کشورهای اروپایی را که به چه حد قابل قبولی در سطح روابط بین المللی رسیده بود که بایک چشم بر هم زدن به دشمنی تبدیل شد و وای بر روزی که این سید مظلوم در سازمان ملل از کنار رییس جمهور امریکا رد می شدند که فردای آن روز کفن پوشان در خیابان ها فریاد مرگ بر منافق و مرگ بر امریکاو… سر می دادند و امریکا را شیطان بزرگی می خواندند که باید نابود شود.ولی در چنین شرایطی که امریکا تحریم هایش را تشدید کرده است رابطه با امریکا به نفع مردم و منافع ملی است یا استفاده تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری ؟چرا بعد از چهار سال رابطه با کشورهای عقب افتاده افریقایی اکنون بحث رابطه با امریکا است؟

در زیر مصاحبه احمدی نژاد با روزنامه اشپیگل را در این خصوص میخوانیم :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 19:26  توسط علی سلامی  | 

انصراف معنی دار محمد خاتمی

انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آتی از ابعاد مختلف قابل بررسی است .

از دیدگاه خود خاتمی و از دید مردم .به نظر میرسد یکی از دلایلی که خاتمی با اکراه و اصرار اطرافیان حاضر به شرکت در رقابت انتخاباتی شد و بعد از مدت کوتاهی به دلیلی که عده ای آن را حضور موسوی میدانستندانصراف  خود را از حضوردر این رقابت را اعلام کرد در واقع نوعی قهر سیاسی میباشد.وقتی از بیرون به دو دوره ی ریاست جمهوری خاتمی مینگریم این سوال به ذهن متبادر میشود که طی این 8 سال چه کاری انجام شده که حال به امید ادامه ی آن کار به خاتمی رای بدهیم .این بحثی است که در بین مردم زیاد شنیده ایم .اما بازی سیاست به این روشنی که ما فکر میکنیم نیست .درواقع خاتمی با شعار تسامح و تسهل نمیتوانست وارد وادی شود که رقیبانش به هیچ وجه قایل به این مساله نبودند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 15:15  توسط علی سلامی  | 

نـــــــوروز بــاستـــانی
 
 
نياز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات گذشته و شروع يک زندگی نو در وجود آيين ايران باستان به صورت اعتقاد به يک نقطه عطف خاص يعنی آفرينش متمرکز شده است. طبيعت پس از گذران دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفريده می شود. انسان نيز بايد به عنوان يکی از آفریده های خداوند سعی کند همراه طبيعت به رستاخيز برسد. ماه فروردين را ماه فروهرها يا فروشی ها می نامند. در اين ماه به دليل رستاخيز ( نو شدن موقت دنيا ) پرده ميان زندگان و مردگان به کنار رفته و ارواح نيک درگذشتگان به ملاقات زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نيز از همين اعتقاد سرچشمه می گيرد. ارواح نيک به صورت افرادی که رويشان پوشيده است به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نيز به آنان به رسم يادبود و برکت هديه ای می دهند. و نيز تميز کردن خانه ها و روشن کردن چراغ ها و شمع ها در زمان تحويل سال برای رضايت خاطر و هدايت فرورهاست.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 14:52  توسط علی سلامی  | 

معضل تهران و ترافیک

تغییر پایتخت ایده جدیدی نیست اما  فقط در حد یک طرح باقی مانده است. احتمالا بزرگترین دلیل ناکام بودن چنین طرحی هزینه بالای اجرای آن است. تهران ویژگیهای مثبتی دارد که بخشی از آنرا به دلیل سالها پایتخت بودن کسب کرده و همین ویژگیها باعث شده است که  به نسبت دیگر شهرها امتیاز بیشتری برای پایتخت بودن داشته اشت. وسعت شهر تهران بسیار زیاد است و مراکز دولتی در وسعت زیادی پخش هستند و این قضیه به امنیت آن کمک می‌کند،  همچنین از لحاظ مراکز بهداشتی و درمانی و همچنین مراکز اقتصادی تهران در جایگاه برتری قرار گرفته است. اما آیا تهران بیش از این توان کشیدن عنوان پایتختی را دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 2:40  توسط علی سلامی  | 

بیانیه کانون نویسندگان

کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای به «هجوم و سرکوب در مقابل خواسته‌ها و اعتراض‌ های برحق قشرهای مختلف مردم» طی ماه‌های اخیر اعتراض کرده است.در بیانیه کانون نویسندگان ایران، که روز دوشنبه پنجم اسفند منتشر شده، آمده است: «در چندین ماه اخیر، با بحرانی‌تر شدن اوضاع اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور و در سطح جهان، بار دیگر موج جدیدی از سانسور و ممنوعیت، احضار، دستگیری، بازداشت و صدور احکام سنگین و اجرای روزافزون احکام اعدام برای مقابله با پیامدهای بحران هر دم فزاینده به راه افتاده است». بخشی از بیانیه کانون نویسندگان ایران نیز به موضوع «تخریب گورستان خاوران» پرداخته و آن را نشانه «از بین بردن اسناد و مدارک سرکوب‌های قبلی» دانسته است.
طی ماه‌های اخیر گزارش‌هایی مبنی بر تخریب بخشی از گورستان خاوران، محل دفن شماری از قربانیان اعدام زندانيان سياسی در سال ۱۳۶۷، منتشر شد که اعتراض‌هایی گسترده را در پی داشته است. آیت‌الله حسینعلی منتظری و شماری از سازمان‌های مدافع حقوق بشر، همچون سازمان عفو بین‌الملل، کانون مدافعان حقوق بشر،‌ جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، از این جمله بوده‌اند.بیانیه کانون نویسندگان ایران خواهان «واگذاری گورستان خاوران به خانواده‌های کشته‌شدگان و بررسی این کشتار در محکمه‌ای مردمی و عادلانه» شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 13:54  توسط علی سلامی  | 

تعطیلات بدون امکانات

تعطیلات بیش از حد در ایران مدتی است که اذهان مردم را با این سوال مواجه کرده که نفس تعطیلی باید در راستای آسایش و راحتی مردم باشد یا تشدید مشکلات آنها .در ایران این تعطیلاتمبحث تعطیلات  پی در پی نه تنها باعث تمدد اعصاب و آرامش مردم نشده است بلکه سبب ساز معضلاتی بوده که نبود آن را توجیه پذیرتر می کند .تعطیلی مراکز دولتی باعث بروز اختلال در روند کار افرادی که بنا به دلایل مختلف نیازمند انجام امور اداری خود میباشند شده است .که تعداد این افراد کم نمی باشد .برای مثال این مساله که از ۱۵ اسفند مراکز دولتی به طور جدی به امور مردم رسیدگی نمیکنند بسیار باب شده است .از سوی دیگر تعطیلی در ایران به دلیل نبود مراکز تفریحی ایجاد سوال مینماید .و این مساله به ذهن متبادر میشود که ای کاش به جای این همه روزهای تعطیل امکانات تفریحی و رفاهی مردم در حدی میشد که حتی اگر تعطیلات کوتاه بود ولی پر بار می نمود و مردم با روحیه بیشتری روز کاری خود را آغاز  میکردند.و باتوجه به تعطيلات بيش از حدي كه در كشور وجود دارد، عواقب سخت اقتصادي را از ديرباز تا به امروز متوجه كشور ساخته است. از آنجايي كه جهان مدرن امروز، به جرأت مي‌توان گفت بر روي ثانيه‌ها سرمايه‌گذاري مي‌كند اما در كشور ايران شاهد آن هستيم كه در طول يك‌ سال بيش از 25 تعطيلي رسمي منهاي 180 روز تعطيلي پنجشنبه و جمعه‌اي كه در كشور وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 20:2  توسط علی سلامی  | 

 ستاد بازسازی بم یا غزه؟!

 

.

هنوز چند روزي از پايان جنگ سه هفته اي در غزه و آغاز آتش بس در آن منطقه نگذشته است كه معاون اجرايي رييس جمهور اعلام كرد

ستاد بازسازي غزه كه ايشان سرپرستي آن را بر عهده دارد، آمادگي ساخت و بازسازي هزار واحد مسكوني، پانصد واحد تجاري و

تعداد ديگري مسجد، بيمارستان، مدرسه و دانشگاه و نيز زيرساخ تهاي شهري در منطقه غزه را دارد. همچنين طبق گفته ايشان قرار است

اين ستاد علاوه بر پرداخت مبلغي به عنوان غرامت به بازماندگان اين حادثه، ايتام و آسيب ديدگان جنگ اخير را نيز زير پوشش خود قرار

دهد. در كنار اين خبر، چندي پيش خبر ديگري نيز منتشر شد مبني بر ارايه آمار از سوي سرپرست كميته امداد در ارتباط با كمك هاي

مالي اين كميته به مردم جنوب لبنان. اين گزارش حاكي است كه تعداد زيادي شهر و روستا در جنوب لبنان تحت پوشش اين كميته قرار

دارد و تنها در سال هشتاد و چهار، قريب به هفت ميليون دلار كمك مالي در قالب حمايت از مددجويان، خدمات درماني، كمك هزينه

تحصيلي، كمك به تعمير و بازسازي خانه ها، كمك براي اجاره مسكن و كمك هزينه ازدواج به مردم آن منطقه پرداخت شده است. اين يك

سوي خبر بود. اما در سوي ديگر اخبار اين روزها، خبر تاس فبرانگيزي بود مبني بر آنكه مردي از اهالي بم در اعتراض به عدم رسيدگي

دولت به وضع نابسامان خانواده خود و مردم آن شهر و از شدت فقر و استيصال، در روز سه شنبه دهم دي ماه و در مقابل ساختمان

رياست جمهوري، خود را به آتش كشيده است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 15:4  توسط علی سلامی  | 

نقدی دلسوزانه 
 

 

1- این نوشته به هیچ وجه قصد تخریب آقای خاتمی و یاتعریف و حمایت از کسی را ندارد زیرا اقدامات خاتمی در دوره اصلاحات بر کسی پوشیده نیست . پیشاپیش هرگونه از این اتهامات را تکذیب می‌نمایم.

2- به شدت معتقدم که حضور در انتخابات و کاندیداتوری و کاندیدا داشتن، حق همه افراد و آحاد و احزاب و گره‌های حائز شرایط قانونی می‌باشد و مقصود از این نوشته، نفی این حق قانونی برای هیچ فرد و یا حزب و گروهی نیست.

3- این نوشته فقط یک اظهارنظر شخصی است تا باب بحث‌های مشابه دوستان را در این زمینه مفتوح نماید.

این روزها بحث ریاست‌جمهوری دهم و معرفی کاندیداها تقریباً بحث روز سیاست داخلی کشور است و به فراخور مطلب همه رسانه‌های مکتوب و الکترونیکی و حتی رسانه ملی نیز تا حدودی به این مبحث می‌پردازند، اما جنجالی‌ترین بخش این موضوع، کاندیداتوری آقای خاتمی می‌باشد که عکس‌العمل‌های موافق و مخالفی را برانگیخته است که شاید حادترین آن، سخنان نه چندان دلچسب و نازیبای نماینده مجلس در نطق پیش از دستورش بود که به زعم اینجانب راه عدالت را نپیمود و شاید جفا به شخصیت آقای خاتمی شد.

این که چرا این شرایط پیش آمد، معلول علل مختلفی است که بعضی از آن رقابت و منافع حزبی و گروهی و قطعاً بعضی نیز از سر دلسوزی و بخشی نیز از سر دشمنی و تقابل منافع می‌باشد که در دو بخش به آن می‌پردازم:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 2:56  توسط علی سلامی  | 

برف قبل از خاتمی،برف بعد از خاتمی 

 

 برف اول: قبل از اعلام نامزدی خاتمی

امسال برف اول تهران که قرار بود بیاید کیسه های رنگارنگ شن به شهروندان تهرانی اطمینان می داد که گرفتار ترافیک کمتری خواهند شد و شهر قفل نمی شود. ایستگاه های لودرها و ماشین آلات سنگین نیز این اطمینان شهروندان (به ویژه ساکنان شمال و شمال غرب تهران) را بیشتر می کرد. برف که آمد نیروهای شهرداری و ماشین آلات متعدد در خیابان ها بودند و ترافیک کسی را گرفتار نکرد آن موقع هنوز خاتمی اعلام نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نکرده بود و شایع بود که اگر خاتمی نیاید، قالیباف شهردار تهران رقیب سرسختی برای احمدی نژاد خواهد بود.
برف دوم: بعد از اعلام نامزدی خاتمی
برف دوم که چهارشنبه و پنجشنبه گذشته آمده چند روزی بود که خاتمی اعلام نامزدی کرده بود. برف دوم که آمد، ترافیک بار دیگر تهران را قفل کرد و خیابان ها مسدود شد و آنها که می خواستند به خانه بازگردند ساعت ها در ترافیک سرگردان شدند.در محافل سیاسی می گویند با آمدن خاتمی، شهردار دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری نخواهد شد و تمام اصولگراها از جمله قالیباف مجبورند که پشت سر احمدی نژاد قرار گیرند تا رای اصولگراها شکسته نشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 20:59  توسط علی سلامی  | 

منشورحقوق بشر کوروش کبیر

 

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 20:22  توسط علی سلامی  | 

 با نام نان، آزادی به محاق رفت

 

بیش از صد سال است که ایرانیان فرهیخته و زمانشناس و دنیانگر برای رهایی ایران ازچنگال استبداد و استعمار و عقب افتادگی تلاش می کنند و دهها قیام و نهضت و انقلاب و جنبش رهاورد چنین تکاپویی بوده است اما سوگمندانه باید گفت به رغم برخی پیروزی های مقطعی باز چرخ استبداد و عقب افتادگی بکار افتاده است و کشور به لحاظ روابط حکومتداری باز به سرجای جای اولش بر گشته است . اینکه چرا چنین چرخه باطلی در تاریخ معاصر ایران شکل گرفته است و گویا تا اطلاع ثانوی هم رهایی از آن متصور نباشد منظور این نوشته نیست اما من فکر می کنم که علت العلل این گرفتاری به خود ما یعنی تک تک ایرانیان بر می گردد و اینکه ما در دائره « حکایت نان و آزادی »‌ گرفتار مانده ایم و نمی توانیم بین ایندو جمع کنیم ! یاباید برای بدست آوردن لقمه ای نان ، آزادی را رها و فدا کنیم و یا در مقطعی دیگر که خفقان و استبداد هیچ راه نفس کشی باقی نگذاشت حاضر می شویم برای آزادی ، از خیر هر نانی بگذریم و خود را فدا کنیم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 1:51  توسط علی سلامی  | 

برخورد با دفتر تحکیم وحدت

 

 دولت احمدي نژاد در چارچوب برنامه ي گسترده و همه جانبه اي كه براي برخورد با نهادهاي مدني ايران در غالب اتهام هايي چون "براندازي نرم" دارد، اين بار نوك حمله ي خويش را متوجه ي اصلي ترين نهاد صنفي جنبش دانشجويي ايران، "اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور" (دفتر تحکیم وحدت)، كرده است. اين حملات در پي برخوردهاي اداري- قضايي سه چهار سال گذشته با احزاب و گروه هاي سياسي، سنديكاها و انجمن هاي كارگري، سازمان هاي غيردولتي و موسسات مردم نهاد، و فعالان سياسي و كنشگران جامعه ي مدني، اكنون در آستانه ي انتخابات رياست جمهوري خرداد 88 در جهت مسدود كردن هر چه بيشتر فضاي سياسي كشور و اعمال رعب و وحشت در جامعه، ابعاد گسترده تري گرفته است .در آستانه ي انتخابات رياست جمهوري زماني كه مشخص شده بود حزب پادگاني خواب هاي بدي براي ايران ديده است، هشدار داد شد كه اگر هشيار نباشيم و خواسته يا ناخواسته مسير انتخابات را در مجراي خاصي بيندازيم كه پيامدش اين باشد كه مردم نسبت به مسائل سياسي كشور و روند دمكراسي از طريق سازوكارهاي قانوني بي تفاوت شده و با "خانه نشيني" در روزي سرنوشت ساز، صندوق هاي راي را به ديگران واگذار كنند، دير يا زود شاهد طنين انداختن "صداي پاي فاشيزم"‌ خواهيم بود. آن زمان اين دغدغه آن چنان كه بايد جدي گرفته نشد و حتي در برابرش اين شعار مطرح شد كه "همه ي نامزدها سر و ته يك كرباسند"، "دولت اصلاح طلب" تفاوتي با "دولت اقتدارگرا" نخواهد داشت و چون در عمل يك نفر است كه بر كشور فرمان مي راند و حكم حكومتي صادر مي كند، تا قانون اساسي تغيير نكند و ساختار حقيقي وحقوقي قدرت متحول نشود، مشاركت در هر كاري عملي عبث و بيهوده است.

  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:32  توسط علی سلامی  | 

ارتباط"تضعیف نظام" و "پایمال کردن خون شهدا با ورزش!!!
 

 
 یکی از پربیننده ترین و تأثیرگذارترین برنامه های تلویزیون ایران برنامه ۹۰ است که چندی است به عاقبت برنامه فرزاد حسنی یکی از معدود مجریان خوب صدا و سیمای جمهوری اسلامی که تقریبا دو سال است ممنوع التصویر شده بود و به تازگی با تعهد خاصی که مختص جمهری اسلامی است به کار خود باز گشته است شده است.  برنامه 90 و مجری جنجالی آن، عادل فردوسی پور به اتهام بیان آشکار حقیقت، انتقاد درست، محبوبیت در میان مردم و نمایش ضعف مسؤولان ورزش کشور و فدراسیون فوتبال تحت فشار قرار گرفته اند. ورزش در همه جای دنیا حاشیه دارد اما این رسانه های آزاد هستند که با اطلاع رسانی و انتقاد، سلامت را به ورزش بازمی گردانند و از بروز ناهنجاری های مالی و اخلاقی در آن جلوگیری به عمل می آورند. با این وجود عادل فردوسی پور به دلیل سوال و انتقاد از عملکرد مسوؤلان ورزش کشور ، به "تضعیف نظام" و "پایمال کردن خون شهدا" متهم شده است! چقدر "خون شهدا" در ذهنیت مسؤولین سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال ارزشمند است که آن را به عنوان ابزاری برای تضعیف منتقد خود به کار می برند! کسی که از "خون شهدا" و "نظام" خرج می کند، ضعف عملکرد خود را فرافکنی می کند. بدون شک برنامه 90 با نگاهی آزاد به مسأله ورزش کشور، نقش بسیار مهمی در رشد فرهنگ ورزش ایران و آگاهی عمومی نسبت به این حوزه داشته است. ریاست سازمان صدا و سیما دقیقا ً با تشخیص این مسأله از احتمال پخش برنامه 90 سیاسی - اقتصادی سخن گفته است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 14:29  توسط علی سلامی  | 

بازرگان پدر اندیشه اصلاحات و مبلّغ اعتدال درحوزه سیاست

 

به جرات می‌توان بازرگان را پدر اندیشه اصلاحات و پدید‌آور و مبلّغ اعتدال در حوزه سیاست در سالهای پیش و پس از انقلاب نامید. او هیچگاه دچار افراط در عمل سیاسی نشد و هرگز اجازه نداد كه جو عمومی جامعه او را دچار انحراف سازد. چه آن زمان كه مردم او را چریك پیر ایران نامیدند، بر موج حمایت عمومی سوار نشد و اجازه نداد تا جریان‌های تند و افراطی صدر انقلاب او را بدنبال خود روان سازند و چه آنگاه كه به دلیل مخالفت با كارهایی همچون تسخیر سفارت امریكا یا مخالفت با ادامه جنگ، پس از فتح خرمشهر، مورد خشم حاكمان وقت و، به تبع آنها، مورد اعتراض جمعی از مردم قرار گرفت و با او نه آنچنان كه شایسته‌اش بود رفتار كردند، تردیدی در درستی نظرش نكرد و نگذاشت كه مصلحت‌اندیشی او را از مسیرش منحرف سازد.ضمنابه اطلاع می رساندمراسم بزرگداشت چهاردهمین سالگرددرگذشت زنده یادمهندس مهدی بازرگان مطابق سال های گذشته در روز پنج شنبه سوم بهمن ماه سال جاری از ساعت دو ونیم بعد از ظهر در حسینیه ارشاد برگزار می شود.روانش شادو راهش پر رهرو باد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 20:2  توسط علی سلامی  |